۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

آخر هفته خوچگل من!

قرار بود امروز کلاس فوق العاده داشته باشیم که کنسل شد به جاش جمعه از ساعت 8 کلاسمون شروع میشه
به شکرانه کنسل شدن کلاس امروز دلم می خواد از خونه برم بگردم ولی اگه برم این قدر خسته و مرده می شم که فردا تو کلاس دق می کنم یعنی اون هفته این قدر خوابم میومد تو کلاس که داشتم بی هوش می شدم بعد شما حساب کن از ساعت 9 تا 12:30 بدون هیچ استراحتی! یعنی دلم می خواست بزنم زیر گریه و همون جا به خودم قول دادم دیگه واسه 5شنبه تا اطلاع ثانوی هی برنامه تفریحی نداشته باشم و شب ساعت 9 بخوابم!!


دانشگاه اعلام ظرفیت کرده  فقط 15 نفر!!
امسال می خونم اگه قبول نشم سال دیگه سراسری شرکت می کنم!

همسری دو روزه که سرما خورده و منم یه پرستار مهربونم! پشت هم آب میوه تازه و شیر عسل گرم و شلغم و سوپ! که البته همون دو روز به خاطر خدمات این عنصر همیشه در صحنه حالش خیلی بهتره!



یه خبری رو هم دیروز شنیدم که خیلی خوشحال شدم! ان شاالله همین دنیا دار مکافاته و همه به سزای اعمالشون می رسن!



راستی اینجا رو فشار بدین :

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر