۱۳۸۸ بهمن ۳, شنبه

برنامه ریزی تحصیلی

جدیدا تصمیم گرفتم صبحانه رو به طور کاملا مفصل نوش جان کنم
امروز املت خوردم با نون و پنیر و کره و چایی شیرین + یه پرتقال!
 الان که ساعت 12:43 ظهره هنوز سیر هستم و شارژ!
یه برنامه شیک ریختم که حتما بهش عمل کنم برای کنکور باید برنامه رو ببرم تو msp


پنجشنبه نرفتیم خونه مادر همسری به جاش یه عالمه سبزی آش پاک کردیم و پیازخورد کردیم!
جمعه هم کلاس رفتم و اومدم خونه یه ساعت خوابیدم و رفتیم خونه عموم که خیلی خوش گذشت!

امروز باید برم خونه، نهار درست کنم برای فردا ... و اینکه تو خونه درس بخونم....
ضمنا باید یک کتاب جبر خطی هم پیدا کنم که بخونم!
شنبه 3-11-88

پینوشت 1:  دنیای عجیبیه... پسر دائیم به دنیا اومد و دقیقا همون روز پدر بزرگ زن داییم فوت کرد!
پینوشت 2: چرا ایرانیا فکر می کنن می تونن این قدر تو کار همدیگه دخالت کنن؟ تو مسادلی که این قدر شخصیه؟؟ مثل اینکه شما کی می خواین بچه دار بشین؟؟ خیلی برام عذاب آوره که به همه توضیح بدم الان قصد بچه دار شدن ندارم..... واقعا دارم اذیت می شم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر