۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

خوش شانسی مضاعف!

به همه خوش شانسی های دو روز پیش اینم ضافه شد
دیروز عصر رفتم دکتر
بعد رفتم کتابخونه داشتم صوت های کلاس رو گوش می دادم و درس می خوندم یهو صندلیم چپه شد و از پشت خوردم زمین!!!! فکر کن تو کتابخونه
بعد همسری اومد دنبالم رفتیم خرید
بعد اومدیم خونه
یه کم بوسش کردم و حالم بهتر شد
همسری رفت بیرون و وقتی اومد ساعت 10 شد و شام خوردیم
بعدش هم رفت دوش گرفت و منم بقیه کارهام رو کردم و کتابم رو برداشتم و رفتم تو تخت درس بخونم که سر 2 دقیقه نشده خوابم برد!!

صبح هم بیدار شدم نماز خوندم و دوش گرفتم و اومدم شرکت
امروز باید برم کلاس
تا 5 عصره!
باید خوابم رو کم کنم
هیچ دلیلی نداره که تو این موقعیت من روزی 8 ساعت بخوابم و همیشه دلشوره داشته باشم!!

برای فردا هم برنامه ای ندارم
می خوام برم کلاس و بیام درس بخونم
فعلا هنوز فصل 4 ds تموم نشده و صفحه 180 هستم
شنبه صبح گزارش کار می دم ببینم چه قدر پیش رفتم
ضمن اینکه دوشنبه تولد داداشمه و هنوز هیچی نگرفتم!!


تعطیلات خوبی داشته باشیم ......

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر