صبح بهش زنگ زدم یه سوال بپرسم وسطش کلافه شد باهام بدجور حرف زد همون موقع باید تلفن رو قطع می کردم که متاسفانه صبوری کردم و قطع نکردم! بعدش هم اومد شوخی کنه که متوجه شد ناراحت شدم چیزی نگفتم و وقتی کارم تموم شد خداحافظی کردم بعدش این اس ام اس رو داد:
merci ke rozo shab ba los baziat asabamo daghon mikoni
!! حالا دیشب چی شده بود؟؟؟ میگم الان ... دیشب ساعت 12.30 رفتم دوش بگیرم وقتی اومدم بیرون می بینم که پنجره رو تا آخر باز کرده و بخاری در حد شمعک روشنه! متوجه هستی که 12 بهمن!!!! نصقه شب !!! خوب من حق داشتم که عصبانی بشم یا نه؟؟
البته انکار نمی کنم که خیلی حساس و آسیب پذیر شدم جدیدا خیلی گریه می کنم
خیلی دلم پره..... خیلی غصه می خوره این دل کوچیکم!
جواب اس ام اسش رو ندادم و نمی دم
امروز هم قراره فامیلای مذکورشون بیان که باید زود برم خونه و تمیز کاری دارم و شام درست کنم ، شام کتلت درست می کنم!
ضمنا خیلی احساس چاقی می کنم حواسم رو جمع نکنم می ترکم
همین جا قول میدم شبا دیگه شام نخورم!
قول.....
سه شنبه 13-11-88
merci ke rozo shab ba los baziat asabamo daghon mikoni
!! حالا دیشب چی شده بود؟؟؟ میگم الان ... دیشب ساعت 12.30 رفتم دوش بگیرم وقتی اومدم بیرون می بینم که پنجره رو تا آخر باز کرده و بخاری در حد شمعک روشنه! متوجه هستی که 12 بهمن!!!! نصقه شب !!! خوب من حق داشتم که عصبانی بشم یا نه؟؟
البته انکار نمی کنم که خیلی حساس و آسیب پذیر شدم جدیدا خیلی گریه می کنم
خیلی دلم پره..... خیلی غصه می خوره این دل کوچیکم!
جواب اس ام اسش رو ندادم و نمی دم
امروز هم قراره فامیلای مذکورشون بیان که باید زود برم خونه و تمیز کاری دارم و شام درست کنم ، شام کتلت درست می کنم!
ضمنا خیلی احساس چاقی می کنم حواسم رو جمع نکنم می ترکم
همین جا قول میدم شبا دیگه شام نخورم!
قول.....
سه شنبه 13-11-88
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر