۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

دانشگاه پیام نور

اوضاع یه خورده پیچیده شده
 روز جمعه کلاسهام شروع شد. کلاسهای آمادگی ارشد پیام نور
استاد همون اول که اومد تو کلاس حسابی پنبه دانشگاه پیام نور رو زد و گفت این سیستم به طور کامل بار درس خوندن رو به عهده دانشجو می ذاره که برای رشته های فنی خیلی سنگینه
یعنی اون قدر از دانشگاه پیام نور گفت و گفت که من پرسیدم بالاخره با همه این اوصاف آدم موفق هم از سیستم بیرون میاد یا نه؟
گفت بله اتفاقا بچه های خیلی خوبی میان بیرون
گفت تو دانشگاه امیرکبیر دو تا دانشجودارم که لیسانسشون از پیام نور ابهر بوده! و سری مثالهای دیگه از این دست زد و گفت اینا رو گفتم که بدونید اگه نمی تونید روزی کمتر از 4 ساعت بخوابید، کلا بی خیالش بشید!!!
در هر حال ما هم شروع کردیم به درس خوندن ولی از اونجایی که همه دوستانی که به نوعی از دور و ور امتحان رد می شن می دونن این مواقع تمام خستگی دنیا میاد تو چشم آدم! یعنی من 2 صفحه می خونم 1 ساعت می خوابم 2 ساعت تلویزیون می بینم!!

البته همسری میگه من کمکت می کنم باید درستو بخونی ولی هنوز خیلی رو فرم نیومدم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر