۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

غرولند!

جدیدا غرغرو شدم
اخلاقی که ازش متنفر بودم! نمی دونم چرا بعضی مواقع خانومها این طوری می شن ، شاید به دلیل اینکه گاهی همه مسئولیت خونه میفته رو دوششون
خوب اوایل ازدواج آدم سرش گرمه! یه جورایی محیط براش جدیده اذیت نمیشه و حتی لذت هم می بره اما وقتی زمان می گذره و این مسئولیتها براش عادی و روزمره می شه یهو خانومه می بره اینجا بد اخلاق هم میشه و نهایتا غرو لند هم می کنه!
امروز صبح در همین راستا سر یه بهانه خیلی پیش پا افتاده با ناراحتی از خونه اومدم بیرون که هم خودم اخلاقم خش برداشت هم آقای گوگولی!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر